یک بار گشایش شد و ما ماله کشیدیم!
دوم بار گشایش شد و ماله کشیدیم!
آخر که خودِ ماله زبان آمد و گفتا
"جانم به لبم آمد" و ما ماله کشیدیم!
شد حادثه تلخ منا و همگی منتظر مرد!
ما در برِ آن صندلیِ شیخِ عرب، خاله کشیدیم!
گفتی که توان هستهای را به بتن پر بنمایید!
آن قلهی علمِ هسته ای را به دل چاله کشیدیم!
گفتی که پریدیم و جهیدیم ز رو کود!
بعدش چقدر زخم زبان از دل تاپاله چشیدیم!
آن زلف کچل گشتهی بازار نمودیم سه شو آر
وان را به لطایف حِیَلی، شانه کشیدیم!
انصاف نباشد که پس از اینهمه خدمت!
مطرح بشود فیش حقوقی و همه ناله کشیدیم!
تصدیق نمایید که آن چِندر و چند زار!
اجر زحماتیست که ماهانه کشیدیم!
پنهان ننمایید، بگویید به مردم
تقصیر شما چیست، حقوقیست که دانانه کشیدیم!
سرهنگ نبودیم که مزدش به دو میلیون به سر آید!
شاکار نمودیم و سپس مبلغ شاهانه کشیدیم!
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان