در این میان از یافتههای نظری و عملی استکبار و اذناب آن این است که سیستم ولایتفقیه و شخصیت ولیفقیه در رأس نظام جمهوری اسلامی ایران یکی ازمهمترین و راهبردیترین عوامل حفظ و توسعه اقتدار ملی ایران و شکست سیاستها و خط مشیهای آنها میباشد. چنانچه "گرگت" (ادوارد شرلی)، مسئول سابق شبکه جاسوسی سیا در ایران، تأکید کرد: «اگر نظام ولایتفقیه در ایران از هم بپاشد، آنگاه میتوان گفت جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده است».
و اما یکی از بارزترین شاخصه در اندیشه و رفتار ولیفقیه در تدبیر درست امور جامعه استفاده هوشمندانه از اصل مصلحت و صراحت است.
مصلحت، صبر فعال و هوشمندانه رهبر در برابر پدیدهها و وقایع سیاسی است که در راستای ایجاد درک، باور و ظرفیتسازی آنقدر موثر بوده و هست که مقام معظم رهبری در خصوص اهمیت آن اینگونه میفرمایند: «آرمانگرائی بههیچوجه به معنای در همهی زمینهها پرخاشگریکردن، برخی از واقعیات لازم و مصلحتهای لازم را ندیدهگرفتن، نیست. مصلحت همشده یک اسم منفور؛ آقا مصلحتگرائی میکنند! خب، اصلاً باید ملاحظهی مصلحت بشود. هیچوقت نباید گفت که آقا حقیقت با مصلحت همیشه منافات دارد؛ نه، خود حقیقت یکی از مصلحتهاست، خود مصلحت هم یکی از حقایق است. اگر مصلحتاندیشی درست باشد، باید رعایت مصلحت را کرد؛ چرا نباید رعایت مصلحت را کرد؟ باید مصالح را دید» (16/5/91 در دیدار با دانشجویان).
در تحلیل گفتار و رفتار رهبران اسلامی ملاحظه مصلحت و توجه به ظرفیت موجود در جامعه، جایگاه بسیار مهم و قابل توجهی دارد و با مروری بر زندگی سیاسی حضرت امام رحمهاللهعلیه در طول حیات سیاسی ایشان در تدبیر امور از ابتدای انقلاب این امر به روشنی قابل اثبات است که از جمله آن برخورد صبورانه امام با ضعف دولت موقت، خیانت بنیصدر، سادهانگاری آیتا... منتظری و... میباشد. در خصوص رفتار سیاسی مقام معظم رهبری نیز این امر به چشم میخورد که از جمله آن برخورد صبورانه با رفتار نانجیبانه در مقاطع مختلفی از دوران رهبری ایشان مثل فتنه 78 ، 88 و... میباشد.
و اما منظور ما از طرح این بحث، اثبات حقانیت مصلحت در تدبیر جامعه اسلامی و تبیین این رفتار در مقاطع تاریخی نیست، بلکه توجه به اصول حاکم بر مفهوم مصلحت و میزان انعطاف این اصل در مسیر هدایت افکار ملت با توجه به اصل صراحت است.
حضرت امام و مقام معظم رهبری با همه صبر و انعطافی که در مدیریت وقایع و پدیدههای سیاسی (در موارد پیش گفتهشده) داشتند، مرزی برای این صبر قایل بودند که ترسیم این مرز بر مبنای اصل زیر قابل بررسی است:
1) مصلحت در مسیر ایجاد درک درست اجتماعی و هدایت امت در رسیدن به باور و غفلتزدایی با ایجاد شرایط ظهور اندیشههای متفاوت و ارزشگذاری آنهاست.
2) صراحت برای حفظ چارچوب نظام حاکم و حفظ بستر هدایت به سوی اندیشه ناب اسلامی و حفظ صورت مسئله اصلی (هویت اسلامی) که جهان ابرقدرتمدار غربی را به استیصال کشانده است. این به آن معناست که رهبر جامعه اسلامی در مسیر ایجاد زمینه هدایت و درک اجتماعی برای رسیدن به باور در پیگیری آموزههای درست و به حق اسلامی در شرایط متفاوت بر مبنای مصلحت، منعطف عمل میکند، اما این تا آنجایی است که اصول و چارچوب اصلی نظام و بهعبارتی ماهیت نظام اسلامی دچار خدشه جدی و اساسی نشود و هرگاه این خطر احساس میشد، امام رحمهاللهعلیه و مقام معظم رهبری مدظلهالعالی با شجاعت و جدیت وارد شده و به صراحت در مقابل هر انحراف و ضربه جدی به نظام ، ایستاده و شفافسازی کردهاند.
مقام معظم رهبری مدظلهالعالی در خصوص ایستادن در برابر انحراف اینگونه میفرمایند: «رهبرى هم، که بندهى حقیر هستم، با همهى حقارت، خداى متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستادهایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوهى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذرهاى منحرف شود. تا مردم عزیزمان اینجور با شور، با شعور، با بصیرت، با عزم راسخ در میدان هستند، لطف الهى شامل است؛ این را بدانید. تا ما توى میدان هستیم، سایهى لطف الهى هست. ماها - من یکجور، شما یکجور، آن دیگرى یکجور، چهارمى یکجور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برویم و اهداف را فراموش کنیم، البته کمک الهى هم کم خواهد شد».(3/2/90 در دیدار با مردم فارس)
در پایان باید گفت: صراحت یا مصلحت در حیطه روششناسی قابل طرح و بحث است و آنچه باعث مشروعیت هر کدام از این روشها در بسترهای مختلف میشود، اصول و خطوط محدثه و مبقیه نظام و انقلاب است که در حقیقت همان خطوط نگهدارنده هویت و ماهیت انقلاب اسلامی است که امروز وزن حقیقی جمهوری اسلامی به اذعان رسانههای غربی در آن است که اساسیترین آن ایستادگی و عدم تبعیت از استکبار جهانی است که به فرمایش مقام معظم رهبری « جهاد کبیر » نام گرفته است.
برای نمونه نشریه آمریکن اینترست مینویسد:« مواضع ایران در ذات خود بهعنوان «تنها کشور مقاوم در برابر امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم تجاوز کار» مطرح است. موردی که موجب بیاعتبارشدن و از سکهافتادن قدرتهای سنی و روحانیونی میشود که یا بیتاثیرند یا متحدان سازگار با آمریکا هستند و این اتهامی است که ایران به عربستان سعودی نسبت میدهد. اگر این کشور رویکرد ضد صهیونیست و ضد آمریکا را از سیاست خارجی خود دور کند، آنگاه مشروعیت لازم در تلاش برای جلب قلوب و اذهان مردم در خاورمیانه نوین را نخواهد داشت. بدون ایدههای شیعه، ساختار سلسله مراتبی شیعه و ایده مقاومت اسلامی، که بر پایه نفرت از آمریکا و اسرائیل بنا شدهاند، ایران قدرت توانمند فرامرزی نخواهد شد... البته این حقایق بدین مفهوم نیستند که باید از جنبههای تغییرات در ایران ناامید و سرخورده شویم و یا از نبرد اجتنابناپذیر بین ایران و آمریکا صرفنظر کنیم. البته ما در دوره جنگ سرد یاد گرفتیم که میتوانیم برخی اوقات توافق واقعبینانه با رقبای راهبردی خود داشته باشیم و دلایل موجهی برای آمریکا و ایران وجود دارد که میتوانند از نبرد اجتناب کنند حتی در صورتیکه ما به سوی محدودکردن رویکردهای تجاوزکارانه منطقهای ایران پیش رویم.»
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان