علی اصغر سمیعی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در این نشست به سولات مختلفی در حوزه هسته ای پاسخ داد. که متن کامل این پرسش و پاسخ در زیر آمده است.
1- با توجه به اینکه دولت یازدهم برای کاهش تنشها با امریکا حاضر به دادن امتیازهای زیادی در حوزه ی هسته ای شده است، چرا هنوز ادبیات تهدید آمیز و رفتار معاندانه ی امریکا تغییری نکرده است؟
- برای پاسخ به این سوال ضمن در نظر گرفتن رفتار آمریکا در قبال دیگر کشورهایی که با آمریکا دارای تنشهایی هستند، باید سایر موضوعات مورد مناقشه بین ایران و آمریکا را در نظر گرفت. رفتار معاندانه آمریکا با دیگر کشورها پس از توافق و ایجاد روابط دو جانبه موضوع جدیدی نیست. در گذشته بسیاری از این موارد مشاهده شد که جدیدترین مورد آن، ادامه رفتار خصمانه آمریکا پس از برقراری روابط بین کوبا و آمریکا است. این گونه رفتار با کشورهای مورد خصومت آمریکا از طرفی ریشه در وجود تفکر رهبری و قدرت بلامنازع بودن آمریکا در سردمداران این کشور دارد که صرف برقراری رابطه با آمریکا را برای آن کشورها یک امتیاز میداند و از سوی دیگر آمریکا هیچگونه رفتار خلاف میل و سیاستهای خود را نمیپذیرد و بدین سبب ادامه دشمنیها برای حفظ فشار جهت تغییر قطعی رفتار کشورهای مورد خصومتش است.
البته به این موارد باید بازخورد جهانی رفتارهای آمریکا برای اثبات رهبری خود و وادار کردن دیگر کشورها به پیروی از سیاستهایش را نیز اضافه کرد. اما در رابطه با ایران، به علت ماهیت ظلم ستیزانه انقلاب اسلامی آمریکا به چیزی کمتر از تغییر ماهیت انقلاب اسلامی راضی نمیشود. این حرف از سیاستمداران آمریکایی که باید شعار مرگ با آمریکا در ایران حذف شود یا سیاست ایران در قبال اسرائیل تغییر کند، نشان از اهداف اصلی آنها برای ایجاد فشار بر ایران است. موارد مورد مناقشه ایران محدود به موضوع هسته ای نیست و حوزههای ساختگی دیگری را شامل میشود که به گفته رهبری همه اینها بهانه است و آنها با اصل انقلاب اسلامی مخالفند و تا تغییر رفتار و ماهیت انقلاب اسلامی به تهدیدها و رفتارهای خصمانه خود به طرق مختلف و بهانه های متعدد ادامه میدهند.
2- این تلقی که میشود با مسببین ترور شهدای هسته ای در میز مذاکره نشست امتیاز گرفت! حاصل چه نوع تفکریست؟
- این تلقی که با مسببین قتل شهدای هسته ای میتوان مذاکره کرد، ناشی از قبول قدرت طرف مقابل و ضعف خود توسط سیاستگذاران این مذاکرات است. این افراد البته در حرف و ظاهر قدردان شهدای هسته ای هستند و از آنها تقدیر میکنند که البته این را میتوان در جهت اقناع افکار عمومی دانست، اما واقعیت این است که آنها برتری و به قولی کدخدایی آمریکا را پذیرفته اند و باور دارند برای رفع مشکلات کشور و پیادهسازی سیاستهای خود در کشور راهی جز تعامل با آمریکا و قبول ظلم و سیطره آن ندارند حتی اگر به قیمت پایمال شدن شهیدان دانشمند این مرز و بوم باشد.
3- چرا مقام معظم رهبری از این توافق برجام به خسارت محض تعبیر کردند؟
- مقام معظم رهبری در سخنان خود از محقق نشدن وعدههای آمریکا طی برجام گفتند و در این ارتباط خصوصیات یک توافق بد و خسارت محض را برشمردند؛ اینکه ما توافقی منعقد کنیم و تعهداتی را بپذیریم و طرف مقابل هم تعهداتی را بپذیرد، اما ما به علت اثبات حسن نیتمان و وجهه جهانی ایران تعهداتمان را تماما انجام دهیم اما طرف مقابل با بهانه ی مختلف و با شیوههای گوناگون و خدعههای مختلف از انجام تعهدات خود سرباز بزند، معنای یک خسارت محض را میدهد.
چون ما در قبال آن چه انجام داده ایم و حقوق خود که گذشتیم حتی امتیازاتی که وعده شده بود را هم به دست نیاوردیم و از سویی طرف مقابل دشمنی اش را بیشتر کرده است و طلبکارانه امتیازات بیشتری میخواهد و فشارها و تحریمهای جدیدی را اعمال میکند. تمام این اتفاقات در مسیر اجرای برجام رخ داد و رهبری با یک استدلال منطقی به این نتیجه رسیدند که برجام خسارت به کشور تحمیل کرده است.
4- به نظر شما کدام تحلیل درست است: اینکه سند برجام، صرفا یک توافق هسته ای است یا یک مدل راهبردی برای مهار ایران.
- پاسخ این سوال را نه تنها از اظهارات مقامات آمریکایی و رفتار آنها میتوان فهمید بلکه از اظهارات و اقدامات مسئولان دولت ایران نیز میتوان پی برد که توافق هم از طرف دولت ایران و هم از طرف آمریکا راهبردی برای تغییر روابط بین ایران و آمریکا است. چرا که پس از توافق هسته ای آقای روحانی در صحبتهایی کاملا متناقض با اظهارات ایشان و تیم مذاکره کننده در طول مذاکرات که مذاکرات را برای حفظ دستاوردهای هسته ای میدانستند، بیان کردند ما در مذاکرات هسته ای به دنبال حل موضوع هسته ای نبودیم بلکه به دنبال ایجاد تغییرات جدیدی در فضای بین الملل و روابط ایران با دنیا بودیم.
از طرفی انجام شتابزده تعهدات ایران خود دلیلی برای اثبات قصد قطعی دولت برای ادامه مسیر آغاز شده بود تا به طرف غربی اطمینان را بدهد و بعد از انتخابات هفتم اسفند که آقای روحانی براساس نتایج بعضی از حوزهها دچار تصوراتی شده بودند صراحتا از الگوی برجام برای حل دیگر مسائل مورد مناقشه ایران و آمریکا سخن گفتند.
بدیهی است قصد آمریکا نیز از بدعهدی در اجرای برجام، تحمیل تحریمهای جدید و جنجال آفرینی بر سر دیگر حوزههای تحریم ایران این است که از فرصت تعامل بدون چون و چرای این دولت نهایت امتیازات را برای مهار ایران و تغییر رفتار آن به دست آورد.
5- چرا کشوری که جوانانش در حوزه ی هسته ای و نظامی تا این حد توانسته اند کشور را در زمره ی کشورهای ابرقدرت دنیا قرار دهند، در برخی حوزه های صنعت و تولید (از جمله خودرو) عقب افتاده است؟
- در دو حوزه نظامی و هسته ای به دلیل راهبردی بودن این دو صنعت و عدم همکاری دیگر کشورها با ایران به دلیل جلوگیری از قدرت گرفتن آن و دستیابی آن به این دو صنعت استراتژیک، مسئولان ایرانی با تکیه بر جوانان و بها دادن به توان داخلی سعی کردند این خلاء را پرکنند و از طرفی این دو صنعت به عنوان دو برند برای اثبات شعار "ما می توانیم" به جوانان و سیاستمداران داخلی و همچنین دیگر کشورهای مورد ظلم آمریکا باشد.
اما در دیگر حوزههای صنعت از قبیل خودروسازی به علت عدم خودباوری در مقابل شرکتهای قدرتمند دیگر کشورها و همچنین وجود برخی رانتها و امتیازات در وابستگی این صنایع به کشورها و شرکتهای دیگر روند پیشرفت این صنایع بسیار کند پیش رفت. به این دلایل میتوان واردات بیرویه کالاهی لوکس خارجی را هم اضافه کرد. همچنین در مورد خودرو رقابتی نبودن بازار و عدم نظارت بر کیفیت خودروها یکی از دلایل عدم توسعه این صنعت است.
با این توضیح حمایت از تولیدکنندگان داخلی، جلوگیری از واردات بی رویه و غیرضروری و نظارت مستمر بر ارتقا کیفیت محصولات می تواند دیگر صنایع را در مسیر پیشرفت قرار دهد.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان